خب، اگر بگویم یک گوهر در دانشگاه شهید رجایی یافتم دروغ نگفتم. بله! حاج آقا احمدپور. اتفاقا هم زبان ما بود. فقط یک هفته فرصت آشنایی با او را داشتم. ولی در این یک هفته تمام چیزهایی که یک آدم پاک می تواند داشته باشد را در او دیدم. اتفاقا برعکس آنچه شاید فکرش را بکنید او سعی کرد در ابتدا مرا از برگشتن به اردبیل منصرف کند. چند بار با پرایدش مرا به خوابگاه رساند. پیش نماز دانشگاه بود. قرار بود تا آخر دوره آنجا باشد. حتی وقتی شنید یکی از اعضای کمیته ( که شرحش را گفته ام) رفتار بدی داشت خواست دخالت کند که من نگذاشتم. اتفاقا به من می گفت که دانشگاه امروزه بر حوزه ارجحیت دارد. البته از لحاظ تاثیر گذاری نه معنویات. به هر حال در آن یک هفته شاید تنها آب سردی که به روح گداخته ی من ریخته شد همین حاج آقا بود. حتی با معاون فرهنگی دانشگاه هم در مورد من صحبت کرد. او هم آمد با من صحبت کرد ولی پدرم هم نمی تواند مرا منصرف کند رئیس و معاون که جای خود دارند. به هر حال بحث من سرخود این حاج آقاست که مرا برای رفتن به دانشگاه امام صادق(ع) تشویق کرد.
اولین روز او به سراغ من آمد. گفت : قیافه ی شما شبیه طلبه هاست. من هم گفتم : بنده پیرو راه حوزه هستم ولی این افتخار نصیبم نشده است. خلاصه این از عادات من است که وقتی به جایی می روم بیشتر از اصل آن کار از حواشی خاطره جمع می کنم. راستی جا دارد از آن دوست مشهدی هم یاد کنم، مثلا می گفت: مو علی احمدی هستم. اون مو رو خیلی دوست داشتم. ولی وقتی به من گفت شماره ات را بگذار نتوانستم. می دانید چرا؟ آخر گوشی ام به سوراخ welcome افتاده بود و من با یک خطی که شماره اش را نمی دانستم صحبت می کردم. این تبلت گنده هم وبالی برای من شده بود. هر موقع زنگ می زد می دویدم پشت دانشکده کسی مرا نبیند بعد صحبت می کردم. فوتسالی که زدیم هم خاطره شد که فورا در تلگرام پخش شد. من هم زدم پای مهدی ترابی باد کرد. البته او را چند بار زدم. به نظر من او از ظرفیت کتک خوری خوبی برخوردار بود. ولی وقتی یک روز قرار شد به کله پاچه برویم رفتیم و رفتیم تا به یک اتوبان رسیدیم. من آنجا ول کردم و برگشتم. به نظر من به سرشان زده بود. ولی خیر، وقتی به دانشگاه رسیدم کله پاچه را خورده بودند و عکسش را هم منتشر کرده بودند. سر من هم بی کلاه ماند. شاید یکی از معماهای صعب الحل زندگی من این باشد که آنها کله پزی را از کجا پیدا کردند؟
برچسب:
نویسنده: بردیا نوری