بوی خون و شیون از افلاک می آید/ گریه های خونی از امساک می آید
باز چون گل های لاله داغ می آید/ بر سیه رویی ام اشک زاغ می آید
باز در این دشت عرفان شاه می آید/ روی چون انجم درخشان ماه می آید
باز بحر وقالب عاجز گشت از تحریر/ چون که مولا برتر است از کون و از تقریر
باز بوی ربی ام یا رب شد مسموع/ در دیار عارفان انوار شد مجموع
باز دست عصمتش را کرد دست آویز/ تا که از بهرش شود تکمیل رستاخیز
آخرین پیمان عرفش را هم امضا کرد/ او مضمن کرد خون خود بس احیا کرد
چون که این قصه شد اندر این جهان مشهور/ سدره اندر آسمان هفت شد مهجور
ها هنا انشق صحراء من غم الآتی/ راه سوم گشت ظاهر نور او باقی
این تذهب کل وجه واصل بالضل/ خون مولا اشک لیلا ضامن این جل
این عروج و این عروف فانی فی الله/ تا که فردا چاک چاک و راجع بالله
کلک من خسته که خونین هجر نتوان رفت/ بی پر و بالت شدی عاجز بسی از تفت
برچسب: صحرای معروف شیلی,صحرای معروف,صحرای معروف آفریقا,صحرای معروف چین,صحرای معروف مصر,صحراي معروف عربستان,صحرای معروف دایناسورها,
نویسنده: بردیا نوری